
دنگ...، دنگ...، ساعت گیج زمان در شب عمر می زند پی در پی زنگ، زهر این فکر که این دم گذراست می شود نقش به دیوار رگ هستی من دنگ ...، دنگ...، لحظه ها می گذرد. آنچه بگذشت نمی آید باز قصه ای هست که هرگز دیگر نتواند شد آغاز... سهراب سپهری برای مطالعه متن کامل شعر به ادامه مطلب مراجعه فرمایید....
ادامه مطلب