خرید بک لینک

کتاب آسمان چهارم نویسنده: فریبا کلهر انتشارات: قدیانی

کتاب آسمان چهارم، داستان بلندی درباره غدیر و اتفاق بزرگ آن است. داستان از زبان راوی سوم شخص روایت می شود ومردی را روایت می کند که پهلوان است و نمایش پهلوانی می دهد و برای حج رهسپار مکه می شود وشاهد غدیر خم . با حسان شاعر معروف عرب آشنا می شود که قصیده غدیر سروده ومورد لطف رسول خدا هم قرار گرفته است.

خلاصهای از رمان آسمان چهارم به این شرح است؛ الیاس با اسب سرخش، که اسبی معمولی نبود، به دستور پیامبر(ص) برای مسلمان کردن مردم قبیله ربیع که عمویش حارث رئیس قبیله بود، به راه میافتد. خواهرزادهاش، تیهان یازده ساله، نیمههای شب به او میپیوندد. بعد از تحمل مشقاتی به قبیله ربیع میرسند، ولی حارث و مردم آنجا، آنها را نمیپذیرند، به ناچار به غاری پناه میبرند. الیاس در نیمههای شب مورد اصابت تیر دو راهزن قرار میگیرد و به تیهان و فیروز، که پسربچهای مهربان و برده بود و مخفیانه برای آنها غذا آورده بود، میگوید که سوار اسب شوند و به سوی مکه بگریزند.

آن دو سوار بر اسب میشوند و راهزنان به تعقیب آنها میپردازند تا اینکه به برکهای میرسند و اسب ناگهان به زبان آمده و میگوید که دو تار مو از یال من بکنید و در آب بیندازید. فیروز و تیهان، این کار را انجام میدهند و در مقابل چشمان بهتزده آنها، دو تار مو تبدیل به دو مار قویهیکل میشوند که راهزنان با دیدن آنها پا به فرار میگذارند. تیهان از هوش میرود و وقتی به هوش میآید میبیند که اسب با فیروز در حال صحبت کردن است. اسب میگوید که من از آسمان چهارم آمدهام و فرشته هستم که یک لحظه در عبادت خداوند سستی کردم و به اینجا فرستاده شدم و تنها زمانی میتوانم به آسمان برگردم که فرشتهای زمینی را با خود به آسمان ببرم. تلاش وی برای یافتن فرشتهای زمینی ادامه داستان را شکل میدهد.

برچسب: معرفی,کتاب,آسمان,چهارم, نویسنده: سجاد رحیمی تاريخ: سه شنبه 21 شهريور 1396 ساعت: 19:04

صفحه بندی